|
|
|
|
|
و من همچنان تنهایم و این تنهایی تاریک و تلخ را هیچ کس درک نمی کند، هنوز هم من در پیچ و خم نادانسته هایم پرسه می زنم، هنوز راه حلی برای این دلتنگی مرگ آور پیدا نکرده ام، خسته از این راه بی پایان، خسته و رنگ پریده از وحشت بی تو بودن، هنوز در گیر دار احساسم دست و پا می زنم.... |
||
|
2
نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 14 توسط آرزو
|
|
||