تبليغاتX
آرزوی تو
آرزوی تو
به تو مدیونم همیشه
احساس می کنم

روحم در آستانه ویرانی است

در کنج این مکعب بی روزن

هر سال

سهم من از طبیعت ئ انسان و از خدا

اندوه و حسرت و نگرانی است

باری

این را پرنده ای می گفت

وقتی که در نسیم شناور بود:

وقتی  که پشت پنجره باشی

بهار هم

مانند روزهای زمستانی است...

2 نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 14  توسط آرزو  |