تبليغاتX
آرزوی تو
آرزوی تو
به تو مدیونم همیشه

چهار سال آزگار زیستم بدون تو

چهار سال بی صدا گریستم بدون تو

چهار سال مثل پیچک بدون تکیه گاه

نشد کنار ابرها بایستم بدون تو

دقیقه ای کنار من نشستی و چهار سال

به روی صندلی پارک زیستم بدون تو

تو آفتاب در کسوف ناپدید گشته ای

من آن همیشه سایه ام که نیستم بدون تو

2 نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 14  توسط آرزو  |